| عنوان فارسی |
بررسی تاثیر اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر ساختار مغز نوجوانان |
| درسهای مرتبط |
  روانشناسی |
| تعداد اسلاید : 29 | فرمت : pptx |
| قابلیت چاپ و پرینت : دارد | کیفیت طراحی : طلایی |
| سال طراحی : 1404 | برای ارائه کلاسی مناسب است؟ بله |
| قابلیت ویرایش : دارد | برای دفاعیه ارشد و دکتری مناسب است؟ بله |
اعتیاد به فضای مجازی دیگر یک اصطلاح گذرا نیست، بلکه به یک چالش بیولوژیکی جدی تبدیل شده است. بررسیها نشان میدهند که استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی میتواند تغییرات ملموسی در فیزیولوژی مغز، بهویژه در سنین حساس نوجوانی ایجاد کند که نیازمند تحلیل دقیق علمی است.
در دوران نوجوانی، مغز در اوج مرحله انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) قرار دارد و سیستم پاداش آن بهشدت نسبت به محرکهای محیطی حساس است. تعاملات مداوم در پلتفرمهای دیجیتال، از طریق دریافت لایک، کامنت و تاییدهای مجازی، باعث آزادسازی انفجاری انتقالدهنده عصبی «دوپامین» در مسیر مزولیمبیک میشود. این فرآیند مشابه واکنشی است که مغز به مواد مخدر نشان میدهد. تکرار این چرخه باعث میشود که مغز نوجوان برای رسیدن به همان سطح از لذت، به زمان بیشتری برای حضور در فضای مجازی نیاز داشته باشد. این وابستگی بیولوژیکی در درازمدت میتواند حساسیت گیرندههای دوپامین را کاهش داده و منجر به بروز علائم افسردگی، بیحوصلگی در دنیای واقعی و اختلال در پردازش پاداشهای طبیعی زندگی روزمره شود.
تحقیقات تصویربرداری مغزی (MRI) نشان میدهند که اعتیاد به رسانههای اجتماعی با کاهش چگالی ماده خاکستری در نواحی کلیدی مغز مانند «قشر پیشپیشانی» (Prefrontal Cortex) مرتبط است. این بخش از مغز مسئول عملکردهای اجرایی سطح بالا از جمله تصمیمگیری، کنترل تکانه، تمرکز و مدیریت احساسات است. از آنجایی که این ناحیه تا اوایل بیست سالگی بهطور کامل تکامل نمییابد، مداخلات ناشی از اعتیاد دیجیتال میتواند فرآیند بلوغ مغزی را مختل کند. نقص در این بخش باعث میشود نوجوان قدرت نه گفتن به وسوسهها را از دست داده و رفتارهای تکانشی و بدون فکر از خود بروز دهد که این امر مستقیماً بر عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی او در دنیای واقعی تاثیر منفی میگذارد.
علاوه بر بخشهای مدیریتی، بخشهای مربوط به پردازش احساسات مانند «آمیگدال» نیز تحت تاثیر قرار میگیرند. در نوجوانانی که بهصورت وسواسگونه از شبکه های اجتماعی استفاده میکنند، آمیگدال که مرکز پردازش ترس و هیجان است، بیشفعال میشود. این بیشفعالی منجر به افزایش سطح اضطراب اجتماعی، ترس از نادیده گرفته شدن (FOMO) و حساسیت بیش از حد به طرد شدن میشود. از سوی دیگر، کاهش ارتباطات چهرهبهچهره و جایگزینی آن با پیامهای متنی، باعث ضعیف شدن مدارهای عصبی مربوط به همدلی و درک زبان بدن میشود. در واقع، ساختار مغز به جای انطباق با پیچیدگیهای تعاملات انسانی، با الگوریتمهای ساده و سریع فضای مجازی سازگار میشود که این یک زنگ خطر جدی برای سلامت روان نسل آینده است.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.